پیاده ,مدرسه ,خلوت ,عابر ,خیابان ,چیزی ,عابر پیاده ,تجاوزی چیزی ,همان تجاوزی

خانه مان عوض شده و من هر روز صبح از خانه تا مدرسه را پیاده طی می کنم. از روزی که سنم به مدرسه رفتن رسید هرروز پدر و مادرم من را با ماشین شخصی به مدرسه برده و برگردانده اند، از 11 سال قبلیِ تحصیلی ام فقط 2 سال را با سرویس رفت و آمد کرده ام و خودم میدانم که باید سپاس گزار خانواده ام باشم اما همیشه حسرت پیاده رفتن به مدرسه را در دلم داشته ام!!!

امسال اما این اتفاق افتاد..

من هرروز پیاده به مدرسه می روم و برمی گردم ،مادرم می گوید مبادا از مکان های خلوت رفت و آمد کنی که اتفاق ناگواری رخ بدهد من اما هزار بار به او گفته ام که امنیت م در کوچه و خیابان های خلوت خیلی بیشتر از خیابان اصلی است!!

دلیل ش هم این است که هستند انسان هایی که ساعت 7 صبح که هوا هنوز گرگ و میش است فحش پایین تنه به شما بدهند و گمان کنند که خیلی بامزه هستند..

من ترسی از کوچه های خلوت ندارم اما مادرم نگران تجاوزی چیزی است و گفته است که از شلوغ ترین خیابان برو و بدترین فحش ها را بشنو ولی خطر همان تجاوزی چیزی را به جان نخر..

من هم قبول کرده ام تقریبا تا حدودی..

امروز صبح که مثل همیشه در حال رفتن به مدرسه بودم و هنوز به محل پرتاب فحش ها نرسیده بودم با محلی رو به رو شدم که فهمیده ها به آن "خط عابر پیاده" می گویند اما بقیه راننده ها به آن به چشم "خط پایان مسابقه" نگاه می کنند!..

چند دقیقه صبر کردم تا بلکه متوجه بشوند عابری منتظر عبور است اما مقاومت شان خیلی زیاد بود!!انگار من را که می دیدند تحریک می شدند که با سرعت بیشتری از روی خط عابر پیاده رد شوند!!..

و نتیجه این شد که بنده دل را به خیابان زدم و خواستم با سرعت رد بشوم که محل همیشگی فحش های پایین تنه از زبان پسرهای دبیرستانی جو زده را به خط عابر پیاده و از زبان راننده های نسبتا متشخص تغییر دادم..

و الان به این نتیجه رسیده ام که بهتر است خطر همان تجاوزی چیزی که مادرم می گوید را به جان بخرم و از خلوت ترین کوچه بروم و راه م را دور کنم تا بلکه لاغر هم بشوم اما دیگر چشمم به آن خط عابر پیاده و آن پسران همیشگی نیفتد..

منبع اصلی مطلب : تراپی شخصی
برچسب ها : پیاده ,مدرسه ,خلوت ,عابر ,خیابان ,چیزی ,عابر پیاده ,تجاوزی چیزی ,همان تجاوزی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : شلوغ و خلوت